الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )
105
كمال الدين وتمام النعمة ( فارسي )
بنى هاشم تقسيم كن و چندان و چندان گوسفند از او عقيقه كن 7 - ابو على خيزرانى از قول كنيزى كه به امام يازدهم هديه كرده بود و بعد از آنكه جعفر كذاب خانه امام را غارت كرده بود نزد خودش از دست جعفر گريخته بود و با او تزويج شده بود نقل كرده است كه در ولادت سيد عليه السلام حاضر بود و نام مادرش صيقل بوده است و امام يازدهم از آنچه براى خانواده اش پيشامد ميكرده بمادر امام خبر داده است و او درخواست كرده كه پيش از آن در زمان حيات خود امام مرگش برسد و در زمان امام يازدهم مرده است و بر سر قبرش لوحى است كه بر آن نوشته است اين قبر ام محمد است . ابو على گويد از همين كنيزك شنيدم كه ميگفت چون سيد ( ع ) متولد شد براى او نور درخشانى ديدم كه از او آشكار شد و تا آسمان رسيد و مرغان سپيدى ديده بود كه از آسمان فرود مىآمدند و پرهاى خود را بسر و رو و سائر اعضاى تنش ميماليدند و پرواز ميكردند ما به امام خبر داديم خنديد و فرمود اين فرشتگانند و براى تبرك به اين مولود نازل شدند و هم اينها ياران او باشند چون ظهور كند 8 - ابو غانم خادم گويد چون خدا به امام يازدهم پسرى داد نام او را محمد نهاد و روز سوم او را باصحاب خود نموده و فرمود بعد از من اين صاحب امر شما است و خليفه منست بر شما و او است قائمى كه همه در انتظار ظهور او گردن كشند و چون زمين پر از جور و ظلم شود ظهور كند و آن را پر از عدل و داد كند .